خوراک و آداب و روسوم

علما و مشاهیر مازندران

مشاهیر و علما

سرزمین مازندران از دیرباز مهد دانش،دین و خرد به شمار می رفته.علما،عرفا و شعرای ممتاز و بلند پایه ای در این قسمت از گیتی پا به عرصه حیات گذاشتند و هر یک در زمان خود مایه پیشرفت و افتخار بوده اند.در اینجا تنها به ذکر نام آنها اکتفامی کنیم.

محمد بن جریر طبری

(دانشمند-در سال ۲۲۴ ه.ق در آمل متولد شد-دارای کتابهای تفسیر قرآن و تاریخ ایران می باشد.)

محمد بن جریربن رستم جریر طبری

(فقیه-دارای کتابهای المسترشد در امامت، ایضاح و حدود النعل بالنعل)

علی بن سهل بن ربن طبری

(پزشک،-دارای کتابهای فردوس الحکمه، ارفاق الحیوه، تحفه الملوک، منافع الاطمعه، حفظالصعه، ترتیب الاغذیه و… پزشک مذبور در فلسفه و ادب و علوم طبیعی نیز مهارت داشت.)

علامه میر حیدر آملی

(علامه-دارای کتابهای جامع الاسرار و منبع الانوار و قصص الخصوص و …)

امیر علی مازندرانی

(شاعر- کتابی با نام دیوان دارد.)

ابو عبدالله طبری

(دانشمند-آثار او عبارتند از: احادیث، فضایل حضرت امیرالمومنین، کتاب الوصول الی معرفه الاصول و کتاب الکشف.)

عمادالدین طبری

(تالیفات او عبارتند از: شرح مسایل الذریعه، بشاره المصطفی الشیعه المرتضی، معارف الحقایق، نهج الفرقان و تحفه الابرار و…)

قاضی حجیم آملی

(عالم و شاعر)

سیدرکن الدین آملی

(عالم-تالیفاتی از جمله: زیج جامع سعیدی، کتاب اسطرلاب در پنجاه باب.)

طالب آملی

(شاعر- استاد در منطق و حکمت و عرفان و هیات و هندسه و بر دانشمندان هم عصر خود برتری داشت. دیوان خطی او در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است. این شاعر بلند آوازه ملک الشعرای دربار جهانگیر، امپراتور هندوستان بوده است.)

صوفی آملی

(شاعر-بیشتر دوران شاعری خود را در هند گذرانده و در همانجا در گذشت. او مردی وارسته و عارف مشرب بود. در اوان جوانی از زادگاهش به شیراز رفت.)

نیما یوشیج

(شاعر-پدر شعر نو ایران است و از آثار معروف او می توان به: خانواده سرباز، افسانه، ماخ اولا، مانلی، شعر من، شهر شب و شهر صبح اشاره کرد.)
از دیگر علما، دانشمندان و بزرگان این خطه می توان به:

مرزبان بن رستم، شیخ طبرسی، ابوالعباس قصاب آملی، قمری آملی، ستی النسا بیگم آملی، سعید العلما، عباس شایان، شریف العلما، شریف، محمد تقی آملی، رضوانی، احمد اخگر، قادی،قصاب، نوایی، داعی الاسلام (وندیداد را از اوستایی به فارسی ترجمه کرد)

 

رجبعلی لاریجانی، سید رضی لاریجانی، علامه شمس الدین آملی، سید ظهیر الدین مرعشی، مولانا اولیا الله آملی، ابن اسفندیار، افراسیاب چلاوی، ملا علی نوری، میرزا هاشم آملی (مرجع تقلید شیعیان جهان)، آیت الله تسخیری (دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب)، امیر پازواری، محمد تقی صاحب، دکتر پرویز ناتل خانلری، خرم کجوری، محمد بن علی بن شهر آشوب، ابو احسن علی بن سهل بن ربان طبری (زکریای رازی نزد وی طب را آموخت)، اسمعیل مهجوری، علی پیروزه، پروفسور مهدی نوری (جراح عمومی و ارولوژیست- مقیم آلمان) و … از علمای معاصر هم می توان به حضرت آیت الله حسن زاده آملی (استاد نجوم و ادیب) و حضرت آیت الله جوادی آملی (عالم معروف و از ادبا و افاضل و مفسر کبیر قرآن مجید) اشاره کرد.

 پسندیدم
سوغاتی های مازندران

سوغات  بومی مازندران

گلیم بافى، جاجیم بافى، ظروف سفالى، ظروف و مجسمه هاى چوبى و نمدبافى از مهمترین صنایع دستى استان مازندران محسوب می شود.که عمدتا در نواحى کوهستانى استان تولید و در سراسر منطقه عرضه میشوند.

در این میان محصولات چوبى و نمدبافى از شهرت بیشترى برخوردارند.برنج، مرکبات، مرباها و ترشیجات از مهمترین مواد غذایى هستند که بعنوان سوغات مازندران محسوب میشوند.

 پسندیدم
غذای بومی مازندران

غذاهای محلی مازندران

به عنوان نمونه از غذاهای محلی مازندران میتوان از غذاهای زیر نام برد:
آغوز مسما: خورشتی که از گردو، مرغ، ترشی انار درست می شود.
ته چین: برنج همراه با گوشت.
ترش ترشو: برنج را همراه با حبوبات، ترشی آلوچه، مانند آش درست می کنند.
دوپتی: دوغ را به حبوبات پخته شده و سیر داغ اضافه می کنند.
اسپناساک: اسفناج پخته همراه دانه انار، عدس، سیر داغ، رب گوجه و آب انار و نارنج.
آش کدو: برنج پخته، کدوی پخته و له شده که آب زرشک و شکر به آن اضافه شده است.
نازخاتون: بادمجان کبابی و له شده که به آن آبغوره، ریحان، جعفری و سیر کوبیده اضافه می شود.
اسپنا مرجی: شامل اسفناج پخته، عدس، سیر، و انار ترش است.
کهی انار: کدوی پخته همراه باقلا و عدس پخته شده با گردوی ساییده و دانه انار، که سیر داغ به آنها اضافه شده و مخلوط آن را همراه پلو می خورند.
قلیه: عدس، باقلا، اسفناج سرخ شده، گوشت، گردو ساییده شده را با هم مخلوط می کنند و دانه انار را در آخر اضافه می کنند موقع خوردن سیر داغ روی غذا می ریزند.
خورشت آلو: مرغ پخته همراه دانه انار، آلو سرخ شده و پیاز داغ.

انواع نان و شیرینی

آغوزنون: آرد گندم، شیر، تخم مرغ و شکر رابا هم مخلوط نموده سپس لای خمیر را گردو می گذارند.
پشت زیک: شکر یا قند را در یک قاشق آب حل کرده روی اجاق میگذارند بعد روغن و مقداری کنجد به آن اضافه کرده مایه را در سینی می ریزند و به اندازه دلخواه برش می دهند.
پیس گنده: این شیرینی شامل گردوی ساییده شکر قرمز و یا شیره خرمالو و آرد برنج سرخ شده و کنجد است.
رشته به رشته: برنج را خیسانده آرد می کنند و با آب خمیر می کنند. روی تشت کمی زرده تخم مرغ و کره می مالند و خمیر را روی تشت به شکل رشته می ریزند بعد سرخ می کنند روی رشته به رشته پودر قند و هل کوبیده می ریزند.

نون قندی،دله دکرده نون، آب دندون، نسری، کوناک و تون سرنون از دیگر شیرینی های مازندرانی است.

تهیه شکر قرمز به روش سنتی

در چند دهه گذشته به منظور تهیه شکر قرمز کشت گیاه نیشکر در مناطق جلگه ای استان مازندران رواج داشته است. برای گرفتن شیره نیشکر و تبدیل آن به شکر قرمز از وسیله ای چوبی به نام کلیا که به ابتکار اهالی محل تمامی از چوب ساخته شده استفاده می شود. به این منظور سرپناهی به ابعاد تقریبی ۵*۱۵ متر مربع با مصالح سنتی موجود در محل که بیشتر از نی و چوب بود برپا می شد و در وسط این سرپناه کلیا قرار می گرفت. این وسیله چوبی بانیروی محرکه حیواناتی مانند گاو یا اسب به دور محوری حرکت دورانی داشته و در حین چرخش قطعات کوچک ساقه نیشکر در محلی به نام کلیادار فشرده شده و شیره نیشکر بر اثر فشار وارد شده به ساقه نیشکر ، به وسیله لوله چوبی به نام سله به داخل ظرف چوبی به نام نوکا می ریخت و با جوشانیدن شیره نیشکر در دیگ های مخصوص پس از طی مراحلی شکر قرمز جهت مصارف غذایی تولید می شد.

انواع شربت: بهار نارنج، آلبالو، انار
انواع ترشی: بادمجان ترشی، سیر ترشی، هفت بیجار، ترشی یارمسی
انواع مربا: مربای به، مربای آلبالو، مربای سیب، مربای پرتقال، مربای انجیر، مربای هویچ، مربای بالهنگ.

 پسندیدم
پوشاک محلی مردمان مازندران

از شولا تا علیچه و چاروق

لباس‌های محلی جلوه‌ای از فرهنگ، آداب و سنن غنی و پرپیشینه مازندران و ازجاذبه های مهم گردشگری به شمار می‌رود.

پوشاک محلی مازندران که در رنگ‌های شاد و زیبای طبیعت به طور کامل پوشیده و جذاب است، هرچند استفاده از لباس‌های محلی در حال کمرنگ شدن است اما هنوز در برخی مناطق و بین اهالی این دیار رواج دارد.

استفاده از انواع پوشاک سنتی اعم از چادر، چاقچور، نیم ساق، روبند، نقاب، چارقد، شلیته و تنبان، منسوخ شده یا جای خود را به پوشش‌های منطبق با فرهنگ غیر ایرانی داده است، پوشاک مردان هم بسته به نوع کار، کشاورزی یا دامداری، در فصل‌های گرم یا سرد، دارای تنوع بوده و علاوه بر کاربردی بودن دارای طراحی و رنگبندی مختص مردان است.

شلیته یا چرخی شلوار، تمبون قمبلی: دامن پرچین و کوتاهی است از جنس پارچه ابریشمی و کتان‌های ظریف یکرنگ که معمولا دورادور لبه پایین آن را با نوار سیاه رنگی تزیین می‌کردند و به آن سیاهیک می گویند. در تندیس‌های به دست آمده از دور اشکانیان مجسمه زنی با شلیته‌ای بلند و پیراهنی نیمه کوتاه وجود دارد اما در حال حاضر از شلیته‌ای هنگام جشن‌ها و برای رقص‌های محلی استفاده می‌شود.

تمبان تنگه تمبان یا پشمبال، نوعی شلوار با الگوی ساده به رنگ تیره معمولاً از جنس پارچه‌ای سنتی کرباس و یا از جنس پارچه‌های تهیه شده از بازار به نام دبیت حاج اکبری است، در چین کمر تمبان به‌جای کش، نوار بلند کتانی یا کج استفاده می‌شود.

نیم ساق، جومه، نیم‌تنه، کلیجه، چادر شو، چارقد، مندل، کوش، چاروق، پاتوئه از جمله پوشاک، سرپوش و پای پوش بانوان مازندران است.

پوشاک محلی مردان مازندران نیز دارای تنوع و رنگ‌بندی شاد و خاصی است که بسته به شغل و کسب اهالی یا سکونتشان متمایز می‌شود.

جومه یا جامه

پیراهنی است که متناسب با فصل از پارچه‌های کرباس چیت یا چلوار دوخته می‌شود. نوع مرغوب آن را از ابریشم تهیه می‌کنند.

شلوار یا تمان یا پشمبال

به شلوارهای سیاه یا آبی‌رنگ از جنس کرباس می‌گویند که گاه در زمستان از جنس چوقا تهیه می‌شد. مدل آن بلند تا مچ پا و الگوی آن ساده بود. برای چین کش کمر به‌جای کش، بند کمر به کار می‌رفت. نیم‌تنه: تن‌پوشی دکمه‌دار و معمولاً یقه‌هفت از جنس پشم و به رنگ مشکی یا کبود است نیم‌تنه رامردان هنگام سرما بر روی جامه‌های خود می‌پوشیدند.

چوخت، قبا یا کولک

کت پشمی ساده تیره‌رنگ با یقه‌برگردان و جلو دکمه‌دار، که مردان در زمستان روی جامه می‌پوشند.

علیجه یا سرداری

علیجه را اعیان می‌پوشیدند. دامادها علیجه را به تن می‌کردند. علیجه معمولاً بلندتر از کت معمولی و تا نزدیک زانو بود.

لباده

تن پوش بلندی است که معمولاًاز جنس کرباس یا فاستونی تهیه می‌شود روی کمر لباده شالی به نام «کمر شال از جنس پشم یا ابریشم می‌بستند.

 شولا

لباس پشمی بلندی برای چوپان‌ها در شب‌ها به شمار می‌رود. چوخا به‌عنوان استر درونی شولا به کار می‌رفت. کردک مانند شولا مورداستفاده چوپان‌ها است.

بوشلوق

تن‌پوشی با آستین‌بلند نمدی است که مورداستفاده چوپان‌ها قرار می‌گیرد.

پستک

تن پوش نمدی و کوتاه‌تر از شولا و بوشلوق، شبیه جلیقه ساده و گشاد اما نمدی است.

دستکش

بیشتر در نقاط کوهستانی مورداستفاده است جنس آن یا از پشم بره تازه متولدشده و یا از الیاف پست‌تر بود و به آن‌ها پنج انگلیسی (پنج انگشتی) و یک انگلیسی (یک انگشتی) می‌گفتند.

سرپوش مردان

 کلاه نمدی: جنس این کلاه از پشم حلاجی‌شده است این کلاه پوشش مناسبی برای فصل زمستان است.

کلاه گوشی: کلاهی است که قسمت پشت و دو گوش جلوی آن لب‌برگشته و همین امر علت نام‌گذاری آن است

پوستین کلاه: بیشتر مورداستفاده رمه گردانان است بهترین نوع آن از پوست بره تازه تهیه می‌شود و به آن کلاه‌پوستی نیز می‌گویند.

شب‌کلاه: بیشتر از الیاف پشمی تهیه می‌شود .ساده و کاسه‌ای شکل است و معمولاً در خانه و هنگام خواب استفاده می‌شود.

کلاه سنگسری: کلاه پشمی کاسه‌ای شکل است که درون آن عرقچین و سطح آن دارای روزنه است.

 پسندیدم

بازی های بومی و محلی

دختران و پسران در سنین مختلف به انواع بازی های محلی می پردازند. برخی از این بازی ها شناخته شده تر هستند تپ چو، لیله بازی، پرپر، چشم دلیکا، کله بزکا، مهره بازی، سه سنگ، سه گل، چش بیته کا، پاسنگ کا، آقوز بازی، النگ بازی، خرک، زمزمه چلچله

آغوزکا یا گردو بازی:

بازیکنان گردو ها را دو به دو روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردویی به نام کل یا تیره ( گردوی بزرگ تر ) به گردوها می زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا” برنده محسوب می شود و بقیه بازیکنان باید به تیره او بزنند.هر کسی موفق شد صاحب همه گردوها می شود ،در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می کند.

چلیک مارکا :

بازیکنان به دو گروه تقسیم می شوند. برای بازی دو تکه چوب یا چلیک و چوب بزرگ یا مارکا نیاز دارند. ابتدا گروه اول، چوب کوچک را روی گودالی قرار می دهند سپس با چوب بزرگ به زیر چوب کوچک می زنند و آن را به طرف بالا پرت می کنند . چوب هر یک از بازیکنان که مسافت بیشتری را طی کند، آن گروه برنده می شود افراد بازنده باید به برندگان سواری بدهند.

رزین کا:

رزین وسیله چوبی به شکل Y است که تکه نوار لاستیکی به دو سر انتهای چوب بسته می شود. بازیکن با گذاشتن سنگ لای لاستیک و کشیدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب می کند و گنجشک شکار می کند.

ریسمان بازی:

از بازی های نمایشی سنتی مازندران به ویژه در غرب استان، ریسمان بازی است. این بازی غالبا” در مراسم عروسی برگزار می شد. ریسمان بازان دو نفر هستند یک نفر به عنوان بند باز بالای طناب راه می رود و دیگری به نام شیطانک در پایین می ایستد. بند باز بالای طناب با گذاشتن مجمع روی سر یا سوار شدن روی دوچرخه روی طناب راه می رود و شیطانک نیز در پایین با درآوردن شکلک و حرکات خنده آور تماشاچیان را سرگرم می کند. بعد از پایان نمایش شیطانک در بین تماشاچیان می چرخد و پول و شیرینی جمع می کند از صاحب خانه نیز پول و شیرینی می گیرند.

کشتی لوچو:

کشتی لوچو از کشتی های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان ، انجام می شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می شود و جایزه برنده یک راس گاو است که توسط اهالی خریداری می شود.
برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست ، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می شود. کشتی گیری که در این دو هفته تمامس حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.

گاوجنگی:

از دیگر سرگرمی های دیرپا، مراسم گاو جنگی در روستای شیر کلا شهرستان نور است که به زبان محلی تشک جنگی نامیده می شود. این مسابقه هر سال و یک هفته بعد از اتمام کشتی لوچو در اوایل مرداد ماه به مدت ۱۰ روز برگزار می شود. قبل از انجام مسابقه از اهالی محل مبلغی پول بابت هزینه های ضروری جمع آوری می شود. چند روز پیش از مسابقه از طریق نامه تاریخ برگزاری مسابقه به اطلاع اهالی روستاها وشهرها و حتی استان های همجوار رسانده می شود. هزینه نگه داری مهمانان در روستا و کرایه از پول جمع آوری شده پرداخت می شود.

« سوچلا» یا شکار به روش سنتی در آب بندان :

یکی از راه های درآمد روستاهای مرکزی مازندران شکار پرنده به روش سنتی در آب بندان به هنگام کم آبی است. اواسط پاییز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابی و… از نقاط سردسیر به سواحل دریای مازندران که دارای آب و هوای معتدل است، مهاجرت می کنند و بیشتر در آب بندان ها که به علت کشت شالی ، محل مناسبی برای تغذیه پرندگان است، ساکن می شوند.این شکار از اوایل پاییز هر سال تا ۱۵ اسفند در شب های تاریک بدون تیراندازی با وسایل شکار سنتی و رعایت مقررات محلی انجام می شود. در این مدت آب بندان قرق و تیر اندازی در فاصله ۵۰۰ متری اطراف آن ممنوع می شود. این نوع شکار توسط تور و بیشتر در روستاهای گل نشین، سیدمحله، زرین کلا، لاریم و مشک آباد در مسیر جاده ساری – بابلسر از طریق جاده خزر آباد انجام می شود.

صید سنتی به روش « روز دما » :

شکار روز دما معمولا” در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشی به آبگیرها در روز انجام می شود. برای این کار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشی، اردک ها تربیت شده را در محل صید نگه داری می کنند تا به محیط اطراف عادت کنند. سپس در محل مورد نظر گودالی به مساحت حدود ۲۰ متر مربع حفر می کنند. روی گودال توری به صورت عمود قرار می دهند که به نخی بسته شده است. سر دیگر نخ را صیاد به دست می گیرد با ورود پرندگان وحشی به منطقه اردک های ترتیب شده به جمعپرندگان وحشی می پیوندند و آنها را به طرف گودال می کشانند . سپس صیاد نخ را می کشد و تور روی گودال می افتد و پرندگان به دام می افتند.

 

 پسندیدم

بازارهای هفتگی

مسافران و گردشگران برای دیدن جاذبه های طبیعی (جنگل، دریا، کوه، دشت، کوهستان، دریا، رودخانه ها و چشمه ها) و آثار باستانی و تاریخی مازندران به این سرزمین سفر می کنند که در این بین تعداد زیادی از مسافران برای حضور در بازارهای هفتگی مازندران، این استان را برای اقامت چند روزه و تفریح برمی گزینند.

بازارهای هفتگی که به طور معمول با نام‌های ایام هفته مانند پنج شنبه بازار و جمعه بازار نامیده می‌شوند. فروشندگان دوره گرد و برخی تولیدکنندگان خرد را گردهم می‌آورند تا بدون حضور واسطه‌ها اجناس و کالاهای خود را به شکل مستقیم به فروش برسانند . در ایام نزدیک سال‌نو و نوروز مسافران بسیاری از نقاط مختلف کشور این بازارها را مقصد گردشگری خویش قرار می دهند.

خرید از این بازارها برای عده ای از مردم بصورت یک عادت و تفریح درآمده است و کمتر کسی با دست خالی از این بازارها بازمی گردد.این بازارها عمدتا ساعت کار مشخصی ندارند و فروشنده ها وقت ناهار و نماز را در همان بازار به جا می آورند.

بسیاری از بازارهای هفتگی استان نظیر بازار روز نوشهر

شنبه بازار در خرم‌آباد (تنکابن)

سه شنبه بازار خرم آباد (تنکابن) تا ساعت ۱۴

دوشنبه بازار تنکابن (مقابل بازار ماهی)

چهارشنبه بازار سلیمان آباد(۱۵ کیلومتری تنکابن)

یکشنبه بازار سلمان شهر (متل قو)

سه شنبه بازار نوشهر

چهارشنبه بازار نشتارود

جمعه بازار جویبار

پنج شنبه بازار بهنمیر

چهارشنبه بازار قائم شهر

پنچ شنبه بازار هفتگی معروف شهر گلوگاه (گلیا) بندپی شرقی در حاشیه رودخانه سجارود روستای کوهپایه سرا

یکشنبه بازار در شهر کیاکلا از توابع قائم‌شهر

جمعه بازار شهر امیرکلا از توابع بابل

سه‌شنبه بازار آمل

دارای بافتی قدیمی با قدمت بیش از ۷۰-۸۰سال هستند که به جهت حضور روستائیان مکانی برای معاملات پایاپای بود. اما امروز دیگر این نوع معامله مشاهده نمی شود و در حال حاضر تعدادی از آنها با وجود قدیمی بودن، تحت تاثیر کالاهای مدرن مصرفی قرار گرفتند.

کشاورزی، دامداری و دامپروری از مشاغل عمده و اساسی مردمان مازندران بشمار می رود. بخش اعظمی از جمعیت استان به این فعالیت ها اشتغال دارند و از گذشته های دور محصولات خود را برای تامین معیشت زندگی در بازارهای سنتی و هفتگی عرضه می دارند و در چهار فصل سال از رونق خوبی برخوردار است.

بدین ترتیب که اکثر فروشندگان بومی اشیاء و لوازم دست ساز خود شامل کلاه حصیری، داس، تبر، بیل، قندشکن، تله موش، دسته بیل، هوکا، زنبیل های دسته دار حصیری و … را به فروش می رسانند که مشتری خود را دارد .

انواع پوشاک فصلی، موادغذائی، بنشن، برنج، گندم، مرکبات، دانه های روغنی و نیشکر، سبزی محلی، میوه و تره بار، لبنیات، شیرینی های خانگی، گوشت و ماهی، انواع ترشی، انواع پرنده های وحشی و اهلی مانند مرغ، اردک و غاز هم در این بازارها عرضه می شوند.

همچنین دستفروشان دوره گرد (در اصطلاح محلی «چرچی»)، سمساران و دستفروشان شهری در کنار زنان و مردان روستائی محصولات و اجناسی در بازارهای سنتی به معرض فروش می گذارند.

زنان روستائی با ارائه دست ساخته های سنتی و سبزی و صیفی جات باغ های خود در بازارهای هفتگی نقش مهمی در تامین معیشت زندگی خانواده دارند.در برخی از این بازارها نیز زنان و مردان دستفروش، بصورت واسطه کالائی را از تولید کنندگان روستائی خریداری و عرضه می کنند.

تعدادی از فروشنده ها پارچه و لباس را با وانت برای عرضه به این بازارها می آورند که فروش خوبی هم دارند.

در گذشته برای وزن کردن اجناس از ترازوهای دست ساز و وزنه هائی از سنگ و بعد به کیلو و قپان استفاده می کردند و برای توزین برنج، گندم و بنشن از ظرفی به نام کیله استفاده می کردند اما امروز از ترازوهای جدید و دوکفه بیشتر استفاده می شود.

سال های دور بازارهای هفتگی محل عرضه ظروف سفالی و کاشی لعابدار و ظرف های چوبی و سبد، زنبیل، جاکفشی، زیر دیگی، کلاه حصیربافت بودند اما امروز به مقدار قابل ملاحضه ای از رونق این اجناس کاسته شد  که رونق این صنعت نیازمند توجه ویژه سازمان صنایع دستی مازندران است.

برپائی بازارهای سنتی و هفتگی در شهرها و بخش هائی از استان مازندران افزون براینکه تاریخچه ای قدیمی دارد و در فرهنگ بومی منطقه بصورت بارزی جا افتاده اند از لحاظ مادی و اقتصادی نیز عامل مهمی در بهبود و کنترل نسبی قیمت ها هستند.

ارائه موادغذائی تازه برخورد خوب و سالم فروشندگان با مشتریان، پافشاری فروشندگان جهت فروش کالای خود به خریداران، حق انتخاب کالا توسط خریداران، ارزان بودن محسوس کالاهای مورد عرضه به ویژه میوه و تره بار و سبزی ها بدون واسطه و با قیمت کمتر، موجبات رونق بازارهای هفتگی استان را فراهم آورده است.

دست اندرکار بودن مستقیم و غیرمستقیم دهها نفر در هر یک از بازارها و مراجعه مردم شهری و روستائی و حتی مسافران و گردشگران درساعت های متفاوت در روزهای هفته جهت خرید از بازارهای هفتگی، موجب رونق اقتصاد مناطقی که در آن بازار برپا شده می شود.  حمایت از کسب وکارهای کوچک، نقشی محوری در سیاست های اقتصادمقاومتی دارند. رونق بازارهای هفتگی موجب رفع بیکاری و ساماندهی دستفروشان می شود.

 

 پسندیدم
چندین نوع آواز محلی موجود است

هرایی و چله‌هایش

نظام شکارچیان ، آواز و دوتار
نظام شکارچیان بدون شک مهم‌ترین موسیقیدان گدار منطقه به حساب می‌آید. وی ، که اوایل انقلاب از دنیا رفت ، تاثیر عظیمی بر موسیقی شرق مازندران برجا گذشته است . بسیاری از دوتار نوازان امروزی او را الگوی فایل تقلیدی برای موسیقی دوتار در شرق می‌دانند . در این ضبط، نظام شکارچیاان اواز با وزن آزاد هوایی را اجرا می‌کند که به احتمال قوی از فرهنگ های موسقیایی همسایه‌ی مازندران به عاریت گرفته شده است. اشعار این آواز عموماً به زبان فارسی است . در ضمن ، هرایی اصولاً مقدمه ای است برای آوازهای موزونی که در پی آن می‌آیند ، و به همراه هوایی ، همچون یک مجموعه (بگوئیم سوئیت) اجرا می‌شوند . این آوازها ، که به آنها چله ها یا شاخه های هوایی می‌گویند ، گاه هم از نظر مد و هم از نظر ریتم با هم تفاوت دارند در این ضبط فقط بخشی از این چله ها آمده است .

سوت داوری

یزدان فیوج ، آواز و دوتار
نمونه‌ی یک سوت شرقی که توسط یزدان فیوج اجرا شده است. در این سوت نام چند شخصت دیگر برده می‌شود که حداقل یکی از آنها ، حجت غلامی ، موضوع یک سوت جداگانه به همین نام است.
اشعار دو بند آخر :
یک روز نیشت بیمه اما اما اتاق بالا یک روز در اتاق بالا نشسته بودیم .
بدیمی قاصد پاکت بیارده ، اونجا دیدم قاصد پاکتی به آنجا آورد
بدیمه دارنه پاکت سلطانی امضا دیدم پاکت امضای سلطان را دارد
بنویشته رسول شما بین بالی آ رسولی نوشته شما بیائید بالا
دعوت دارنه شمار کارکنده ملا در محله‌ی کارکنده شما را دعوت کرده اند .
اول صب بن هدا بیمه بریا اول صبح من بر پا داده بودم
وچا خار همه کنین یار خانه اسبا گفتم بچه ها اسب هاتان را آماده کنید
مسلسل سبک و بهیرین همرا مسلسل سبک را همراه بیاورید.
حجت غلامی بمانه سر پاسگاه حجت غلامی سر پاسگاه بماند .
آیه پاسگاه برار نووئه تنها ]تا[ پاسگاه ما تنها نباشد برادر .

سوت حسین خان

نورمحمد طالبی: آواز ، احمد محسن پور ، کمانچه
سوت ها آوازهای موزون روایتی اند که اشعار آنها در وصف (یا از زبان) شخصیت های تاریخی است .
این شخصیت های تاریخی ، غیر از یکی – دو نفر ، همه از یاغی های دوران بی‌ثباتی حاکمیت مرکزی، در زمان گذار از حکومت قاجار به حکومت پهلوی‌اند. سوت حسین خان ،‌با اشعار فارسی ، به نظر می‌رسد که در اصل سنگسری باشد.

صنم شرق

محمد رضا اسحاقی : آواز و دوتار
روایت دیگری از صنم شرق که به همراه دوتار اجرا می‌شود . اسحاقی امروز یکی از مهمترین دوتار نوازان مازندران است . وی به دنبال صنم قطعه ای موزون اجرا می‌کند که خود او آن را قطعه ای ضربی مربوط به این آواز به حساب می‌آورد. به اعتقاد اسحاقی همه‌ی آوازهای با وزن آزاد مازندرانی حداقل یک قطعه‌ی موزون به همراه داند.

صنم و نجامی شرق

محمد حسن طالبی، آواز
محمد حسن طالبی زوج صنم – نجمای شرق را دو نوبت پی در پی اجرا می‌کند و برای هر نوبت یک بند دوبیتی از صنم را بلافاصله به یک بند دوبیتی از نجما پیوند می ‌زند. در صنم سبک آوازی – گفتاری قابل توجه است.

حقانی مرکز

نور محمد طالبی : آواز،‌احمد محسن پور ، کمانچه
حقانی که به نام صنم نیز مشهور است آواز دیگری است با اصل غیرمازندرانی که روی اشعار فارسی خوانده می‌شود . در این ضبط ، که یک بند از حقانی اجرا شده است تم فقط یک بیت را می‌پوشاند و برای بیت دوم تکرار می‌شود .

نجمای مرکز

نور محمد طالبی : آواز ، احمد محسن پور : کمانچه
نجما آوازی است که در بعضی از نقاط دیگر ایران نیز خوانده می‌شود . اگر ملودی آن دارای ویژگی های مازندرانی است . مضمون آن اصل مازندرانی ندارد. خاستگاه این آواز روایتی که اشعار آن فارسی و عروضی است و ظاهراً باید به صورت نقلی – آوازی اجرا شود احتمالاً منطقه فارس است در این اجرا ، که تم یک بیت را می‌پوشاند ، نور محمد طالبی دو بند از این آواز را اجرا می‌کن

امیری غرب

همت صیادی نژاد: آواز
شیوه‌ی آوازی – گفتاری در این امیری نیز بسیار برجسته است اما فرود نهایی همانند فرود امیری مرکز است . در ضمن ، پس از امیری یک دوبیتی (در این جا عروضی) بر روی یک ملودی کوتاه خوانده می‌شود که محسن پور آن را دنباله امیری می‌نامد
گلی نارمه گل افشان ها کنم من
مالی نارمه ته قربون ها کنم من
در این دنیا دارمه یک جان خالی
اگر خواهی ته قربون ها کنم من
امیری و طالبای شرق
قربانعلی رضایی : آواز
امیری در شرق با تحریرهای کمتر و به صورت آوازی – گفتاری (cantabile-parlando) اجرا می‌شود.
در ضمن ، برخلاف مرکز ، گستره‌ی صوتی از یک اکتاو ***** نمی‌کند ، و فرود نهایی آن یک چهارم بالاتر از فرود نهایی امیری مرکز است . در ضبط حاضر ، قربانعلی رضایی ، خواننده ای از حوالی بهشهر ، پنج بند از امیری را که در که به شکل گفتگو میان امیر و گوهر است . به طالبا وصل می‌کند . در شرق هر مصرع طالبا به دو قسمت تقسیم و در هر قسمت بر روی تم مشابهی خوانده می‌شود.

امیر بوته (امیر گفت):

بورین و بهورین ام البنین زارد بروید و بگوئید زاری ام البنین را
بیه بوینه عباس نامدارد بیاید و ببیند عباس نامدار را
غیرت بوینین یک پیر و د مارد غیرت را ببینید از یک پدر و مادر
جنگ دشمن دست تهیته برارد در جنگ با دشمن از برادر دست نکشید

گوهر بوته (گوهر گفت ) :

امیر کل سرکار من توکلیه ای کل امیر کار من توکل است
توکل بر خدا مدد من علیه توکل بر خدای ، مدد من علی است
جو گندم بکاشتمه و رفلک بوریه جو و گندم کاشتم فلک آن را برید
دنیا کسی غصه خورنه و نه بی عقلیه کسی که در این دنیا غصه بخورد از بی عقلی است

ولگه سری

کیقباد میردار منصور پناهی ، آواز
آواز با وزن آزادی است که تنها در غرب خوانده می‌شود . و جای کتولی را در این ناحیه می‌گیرد . به اعتقاد محسن پور نوعی تلفیق کتولی و امیری است . ولگا به معنای برگ و سرپسوند مکان است .
ولگه سر ، به معنای جایی است که جنگل پایان می‌یابد .
اوراز ولگه سر وسه نووئه ولگه سر کنار اوراز ] نام آبشار[ بسته نشود
عزیزجان که انه خسته نووئه عزیز جان که می‌آید خسته نباشد
اگر خسته بوه دوش بار ر بیرم اگر خسته شد من بار دوشش را بردارم
چرما چرب سر شلوار بیرم کفش و جورابش را هم در‌آورم
همه گنه الان سر بهار همه می‌گویند که در الان سر بهار است
لشکرک سرچال غرق شکار لشکرک سرچال پر از شکار است
خدا خراب ها کنه روزگار خدا خراب کند روزگار را
مه قسمت بینه لب دریا ر که قسمت مرا لب دریا گرفت

 کتولی شرق گله حال و لیلا خانم

اصغر اتولی (کتولی) : آواز قدر اتولی: کمانچه
دو موسیقدان سرشناس گدار ، پدر و پسر ، با کمانچه و آواز ، روایت شرق کتولی را به کل حال و کیجا جانی به نام لیلا خانم پیوند می‌دهند. یک دوبیتی کامل بر ملودی کتولی و یک دوبیتی مستقل دیگر به علاوه‌ی ک تک بیتی بر روی کله حال خوانده می‌شود. به نظر می رسد که در شرق ، نزد خوانندگان ، گرایش نسبتاً مشخصی به صدای گرفته و پرفشار وجود دارد. بسیاری از کیجاجان های مازندرانی به امتداد ملودیکی مزین اند که اغلب نام دختر جوانی بر روی آنها خوانده می‌شود و آن را گوشواره می‌نامند . در اینجا ، گوشواره موتیف پایانی جملات موسقیایی است که بر روی دو واژه‌ی لیلا خانم اجرا می‌شود .
بند اول لیلاخانم؛
اگر عالم بسوزه بره ورمه (لیلا خانم) اگر عالم بسوزد تو را می‌برم
اگر خدا نکشه بره ورمه (لیلا خانم) اگر خدا مرا نکشد تو را می‌برم
مره بورد بینه بشهر زندون (لیلا خانم) مرا به زندان بهشهر برده اند.
زندون چه در امبه باز تره ورمه (لیلا خانم) از زندان در می‌آیم و تو را می‌برم

کتولی و کله حال مرکز

مسیب یعقوبی : آواز
کتولی –کله حال دیگری از مرکز که به شکل قطعه ی قبل خوانده می‌شود . با این تفاوت که در اینجا ظاهراً هر سه بیت خوانده شده مربوط به شعر واحدی است . شیوه‌ی بسیار پرانرژی و پرتنش مسبب یعقوبی در اجرای این آواز ، به ویژه تحریرهای او که سیر آن پیوسته با «ضربه‌های گلو» قطع می‌شود. قابل توجه است .
راسه سر سی واجونکا مقوم بلندهای صحراست و آوای بم گاونر جوان
کارد منه کمر ولله مه دهون کارد به کمر من است و نی در دهانم
گور پیش کامبه من سمت مازرون گاو را به سمت مازندران پیش می‌رانم
فراوون هاکنم شیر سر و راغون سرشیر و روغن فراوان تهیه کنم .
شیر سر و راغون ورمه زن مارون سرشیر و روغن را نزد مادرزن می‌برم
زن مار مه جه قهر و نومزه پشیمون مادرزن با قهر و نامزدم پشیمان است

کتولی و کله حال مرکز

شعبان نیکخو ، احمد محسن پور ، کمانچه
کتولی ها و کیجا جان ها عموماً بر روی اشعار دوبیتی اجرا می‌شوند . در اینجا . شعبان نیکخو نوعی کتولی اجرا می‌کند که بیت نخست دوبیتی آن بر روی ملودی کتولی و بیت دوم آن بر روی نم کله حال خوانده می‌شود. پس از اجرای دو بیتی ، خواننده تم اخیر را برای تک بیت «های بروهای نشو من همدم ته / ته گل نوبهار من شبنم ته» (بیا نرو ، من همدم توام / تو گل نوبهاری و من شبنم توام) نیز ، که می‌تواند همچون یک برگردان در زنجیره‌ کتولی ، کله حال ها به کار برده شود . تکرار می‌‌کند‌.
شعر کتولی:
کتولی بخوندم مه یار کتوله کتولی بخوانم ، یار من کتول است.
کتولی بخوندم مه منزل دوره کتولی بخوانم ، منزل من دور است
کتولی بخوندم بورم ولایت کتولی بخوانم ، بروم ولایت
شه یار دست دارمه شیرین شکایت از دست یارم شکایت های شیرین دارم

کتولی مرکز و کرماشو (شب گرگ و میش)

نور محمد طالبی ،‌آواز احمد محسن پور، کمانچه
یکی از مهم ترین خواننده های مرکز ، به همراهی کمانچه‌ی یک از برجسته ترین خبرگان موسیقی منطقه روایتی از آواز کتولی مرکز را به کیجا جان کرماشو پیوند می‌دهد. شعر کتولی اجرا شده از زمره اشعار مازندارنی است که وزن آن با وزن عروضی دو بیتی های فارسی مطابقت می‌کند . شیوه‌ی خوانندگی طالبی پرانرژی ،‌قوی و پرتنش است ؛ تنها ویژگی‌هایی که می‌توان در منطقه‌ای همچون مازندران ، با تنوع چشمگیر شیوه های خوانندگی ، وجه مشترک تقریباً همه‌ی آواز خوانان به حساب آورد . بندهای دوم و سوم اشعار کرماشو به قرار زیر است :
سگ نال بن دو سوئه ته گره تو امشو پرو
سگ زیر ایوان بسته است . قربانت گردم امشب بیا
مه گته مار سخت اشتوئه ته گره ت امشو برو گوش مادر بزرگم سنگین است
گت برار محله شوئه ته گره تو امشو برو برادر بزرگم به محله می‌رود
خرد برابر مست خوئه ته گره تو امشو برو برادر کوچکم مست خواب است .
امشوی هوای کرماشوئه ته گره تو امشو برو هوای مشب گرگ و میش است
ایوون چراغ مشب سوئه ته گره تو امشو برو چراغ ایوان پرنور است

 پسندیدم

عید نوروز

نوروز خوانان

معمولا” پانزده روز قبل از فرا رسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند.نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می خواند، یک نفر ساز می زند،نفر دیگر که به آن کوله کش( بارکش ) می گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند:

بادبهارون بیمو / نوروز سلطون بیمو/ مژده دهید به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز دیگر / شما را سال نو باشد مبارک صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.

(زبان مازندرانی: نِئرو زِ عِید)

هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌‌نشینند، در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی که به عنوان مادِرمه انتخاب شده با مجمعی که در آن قرآن، آیینه، آب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود چهارگوشه اتاق‌ها را آب می‌‌پاشد قرآن را کنار سفره هفت سین می‌‌گذارد و شاخه‌های سبز (درخت آلوچه) را به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد، جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌‌گذارد.

 دراین روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو با ماهی،مرغ یا گوشت درست می‌کند. علاوه بر آن غذایی به عنوان خیرات برای اموات می‌‌پزند و بین مردم پخش می‌کنند. در غروب شب اول سال به این اعتقاد که چراغ خانه آنها همیشه روشن و نورانی باشد، به سر در خانه‌ها شمع یا شعله آتش آویزان می‌کنند.

 پسندیدم

مراسم تمنای باران

مراسم باران خواهی : از آنجا که اساس معیشت و کشاورزی بر پایه آب است، بنابراین کم و یا زیاد بودن باران و آب مشکلاتی را ایجاد می‌کند. اگر باران کم ببارد و دچار کمبود آب بشوند مراسم خاصی را به جای می‌‌آورند تا خداوند دعای آنها را مستجاب کرده وباران بفرستد. مراسمی که برای تمنای باران دارند به این شرح است:

(زبان مازندرانی: شِیلوون گ، در برخی ازگویش ها: شِیلان)

یکی از مراسم رایج به هنگام خشک سالی مراسم باران خواهی است. به این منظور ابتدا از اهالی محل مواد اولیه برای پخت شیر و برنج و یا آش مورد نظر آن‌ها جمع آوری می‌شود در روز معین اهالی در مکان مقدسی مانند مسجد، تکیه، امامزاده و یا در اطراف درخت مقدس جمع می‌شوند و پس از پخت آش به وسیله زن‌های محل، مراسم دعا و روضه خوانی انجام می‌شود و از خداوند طلب باران می‌کنند. پس از صرف آش مراسم به پایان می‌‌رسد.

 پسندیدم
برای جلوگیری از بارش باران این مراسم را برگزار می کنند

آفتاب خواهی

اگر بارندگی زیاد باشد برای اینکه باران بند بیاید نام هفت یا چهل کچل را بر کاغذ می‌‌نویسند. آن را به بندی آویزان می‌کنند تا باد بخورد و باران قطع شود. یا با خواندن دعا و نذورات مختلف از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشید می‌کنند.
در روستای کرات کیاسر از توابع ساری، اگر باران ببارد و مانع فعالیت کشاورزی شود، زن‌های روستا به طورجمعی شعر زیر را می‌‌خوانند:

باران کو، باران بی پایان کو، گندم که زیر خاکه، از تشنگی هلاکه، یا سلیمان، روز آفتاب و شب باران.

در روستای ولویه کیاسر ساری

هنگامی که باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد برای بند آمدن آن بچه‌های روستا قوطی‌های حلبی را به نخی می‌‌بندند. دو سر نخ را می‌‌گیرند و در کوچه‌های محل راه می‌‌روند و دسته جمعی شعر زیر را می‌‌خوانند:

قوطی قوطی آفتاب کن ، ما بچه‌های گرگیم، از سرمایی بَمِردیم، یا قرا، یا کتاب فردا بشه آفتاب.

در روستای کلیج کلا دودانگه

در هنگام بارش زیاد باران، بچه‌های محل لباس کهنه می‌‌پوشند و با جارو و گل و لای کوچه‌ها را به هم می‌‌زنند . میخ وانند بابروم بابروم، امروز آفتاب فردا آفتاب پیرا (پس فردا) آفتاب آنگاه افراد هر خانواده به بچه‌ها مواد غذایی و یا شیرینی می‌‌دهند.

در روستای علی آباد

منطقه سواد کوه، وقت بارش زیاد باران اهالی محل پارچه‌ای را از امامزاده شاهزاده حسین می‌‌ربایند پس از آفتابی شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه دیگر به امامزاده پس می دهند.

 پسندیدم